امام خمینی (ره) در سوم خرداد 1361 مصادف با 30 رجب 1402 پیامی خطاب به ملت ایران صادر کردند. متن کامل این پیام به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
با تشكر از تلگرافاتی كه در فتح خرمشهر به این‌جانب شده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. اینجانب با یقین به آن‌كه ما النصر الا من عندالله از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و كشور بقیه‌الله الاعظم - ارواحنا لمقدمه الفداء - را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هایی در دست ابرقدرتان خصوصا آمریكای جهانخوارند بیرون آورد و ندای «الله اكبر» را در خرمشهر عزیز طنین‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم - كه با دست پلید خیانتكاران قرن به خون كشیده شده و «خونین شهر» نام گرفت - [بیافراشت] تشكر می‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپاكننده‌ی عدل الهی در سراسر گیتی _ روحی لتراب مقدمه الفداء _ می‌باشند. آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی مفتخرند.

مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم كه با توفیق الهی و ضایعات كم و غنایم بی‌پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب‌دیدگان بدبخت كه با فریب و فشار صدام تكریتی، این ابرجنایتكار دهر، به تباهی كشیده شده‌اند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آورد. و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنین فداكارانی هستند كه ستاره‌ درخشنده‌ی پیروزی‌های آنان بر تارك تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظیم‌الشأن ایران اینچنین فرزندان سلحشور و جان بركفی كه نام آنان و كشورشان را جاویدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ این متابعانی كه در دو جبهه‌ جنگ با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند.

و هان ای فرزندان قرآن كریم و نیروهای ارتش و سپاهی و بسیج و ژاندارمری و شهربانی و كمیته‌ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هوشیار باشید كه پیروزی‌ها هرچند عظیم و حیرت‌انگیز است شما را از یاد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه این آفتی بزرگ و دامی خطرناك است كه با وسوسه‌ شیطان به سراغ آدم می‌آید و برای اولاد آدم تباهی می‌آورد. و من با آنكه به همه‌ شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه برای مومنان نفع دارد، باید غفلت نكنم؛ چنان‌چه از نصیحت به حكومت‌های همجوار و منطقه دریغ ندارم. و آنان می‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می‌گوید. و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می‌دهم كه اگر از اطاعت بی چون و چرای آمریكا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حكم اسلام و قرآن كریم رفتار كنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید. و شما بدانید آن‌قدر كه ابرقدرت‌ها از صدام، این نوكر چشم و گوش بسته، پشتیبانی كردند از شماها كه قدرت‌های كوچك و حكومت‌های ضعیف هستید پشتیبانی نمی‌كنند. و شما عاقبت این جنایتكار و هم‌قطار جنایتكارش شاه مخلوع را به عیان دیده‌اید. قدرت‌های بزرگ بیش از آن‌چه از شما استفاده نمایند از شما طرفداری نمی‌كنند. و شماها را برای منافع خویش به هلاكت می‌كشند. و من نصیحت برادرانه به شما می‌كنم كه كاری نكنید كه قرآن كریم برای برخورد با شما تكلیف نماید و ما به حكم خدا با شما رفتار كنیم. و یقین بدانید كه امثال حسنی مبارك مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتكاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می‌كنند. و اگر با نشست‌های خود بخواهید طرح كمپ دیوید یا فهد را كه مرده‌اند، زنده كنید؛ كه ما خطر بزرگ برای كشورهای اسلامی خصوصا حرمین شریفین می‌دانیم، اسلام به ما اجازه‌ سكوت نمی‌دهد و این‌جانب در پیشگاه مقدس خداوند تكلیف الهی خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یكتا بلند كرده و به قوای مسلح اسلام و فداكاران قرآن كریم و میهن عزیز ایران دعا می‌كنم، و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم.

سلام و درود بی‌پایان بر فرماندهان متعهد قوای مسلح و بر رزمندگان فداكار و بر ملت دلیر ایران عزیز و سرشار از شادی‌ها. والسلام علی عبادالله الصالحین. 
                                                            روح‌الله الموسوی الخمینی


واماخرمشهر....

صدام حسین اینک در خاک خفته و به گفته رسانه‌های عراق، جسدش حتی توسط مردمان آسیب‌دیده عراق از گور بیرون کشیده شده و به سرقت رفته است. با این حال تاریخ و ساکنان خرمشهر شهادت می‌دهند که نام مشمئزکننده و خاطرات غیرانسانی او تا قرن‌ها در اذهان باقی خواهد ماند.

صدام که تصور می‌كرد «تصرف خرمشهر و آبادان» او را به آرزوی دیرینه‌اش یعنی تسلط كامل بر اروند خواهد رساند، بلافاصله پس از حمله سراسری عراق به ایران درتاریخ 31/6/59 خرمشهر را زیر آتش سنگین قرار داد. استراتژیست‌های نظامی حزب بعث پیش‌بینی کرده بودند که با آتش فوق سنگین و محاصره کامل خرمشهر، حداکثر ظرف 3 روز استان خوزستان و از همه مهم‌تر خرمشهر را به خاک عراق الحاق خواهند کرد! بدین ترتیب، پیشروی یگان‌های زرهی و پیاده عراق به سمت بندر زیبای خرمشهر از اولین اقدامات ارتش عراق در اولین ساعات آغاز جنگ بود تا چنین رویایی را تحقق بخشد.

این استراتژی تا چهارمین روز آغاز جنگ که ارتش صدام از 2 جاده شلمچه و اهواز به دروازه‌های خرمشهر رسید، البته از منظر نظامی نه تنها «ممکن» که «آسان» بود. جمهوری اسلامی در مراحل ابتدایی استقرار قرار داشت و ارتش مجهز پهلوی به دلیل خروج مستشاران آمریکایی و برخی کارشناسان موثر ایرانی به حالت نیمه فعال درآمده بود. احساسات ناسیونالیستی اعراب در اوج قرار داشت و صدام حسین را که آن روزها یک «شبه قهرمان عرب» بود حمایت می‌کرد. عرب زبان بودن بخشی از مردم این منطقه هم دستاویز مناسبی برای طرح جدایی خوزستان از ایران شده بود. 2 ابرقدرت وقت نیز با صدام رابطه‌ای دوستانه و با ایران رابطه‌ای سرد یا مخاصمه‌آمیز داشتند. بدین ترتیب همه چیز برای اجرای یک سناریوی جاه‌طلبانه که نمونه کوچک آن در ماجرای اشغال کویت و الحاق آن به خاک عراق به نمایش گذاشته شد، آماده بود. الا شاخص‌هایی که البته در مفاهیم و معادلات نظامی قابل محاسبه دقیق نیست.

بر خلاف تمام پیش‌بینی‌ها، «خرمشهر» تنها و بی‌دفاع که به سرعت به «خونین‌شهر» تبدیل شد 35 روز طولانی را محله به محله، کوچه به کوچه و خانه به خانه در مقابل ارتش عراق ایستادگی کرد. عمق قدرت و ایستادگی مردمان خرمشهر در مقابل ارتش مجهز حزب بعث عراق هنگامی بیشتر آشکار شد که کویت در چند ساعت به اشغال صدام درآمد. روزهایی که ارتش ضعیف‌شده صدام (به دلیل نبرد 8 ساله با ایران) به راحتی از این سوی کویت وارد و در آن سوی آن خیمه زد؛ این سئوال تازه درخشیدن گرفت که واقعاً مردمان خرمشهر بدون لجستیک و برنامه‌های مدرن دفاعی و در آن شرایط دوران گذار انقلاب چگونه توانستند 35 روز طاقت‌فرسا را قدرتمندانه در مقابل ارتش عراق ایستادگی کنند. این سئوال هنوز هم به قوت خود باقی است.

روز چهارم آبان‌ماه 1359 را بایستی روز پایان حماسه خونین‌ شهر نامید. پایانی که البته نقطه آغاز یک پیروزی بزرگ بود که هر چند شهر زیبایی چون خرمشهر را «ویرانه» بازپس می‌گرفت، اما غرور و اعتماد مردمان ایران از هر نژاد و قوم و قبیله را به یکباره بازمی‌گرداند. بدین اعتبار آواز رمز عملیات «بیت‌المقدس» با نام امیرالمومنین علی (ع) در ساعت 30 دقیقه بامداد 10/2/1361 نقطه عزیمت به سوی این پیروزی بود. عملیات 3 مرحله‌ای «بیت‌المقدس» که 24 روز به طول انجامید و در منطقه‌ای به پهنای غرب كارون، جنوب غربی اهوازو شمال خرمشهر (6000 کیلومتر مربع) به اجرا درآمد؛ اگرچه در مقایسه با «كربلای5» و «والفجر8» پیچیدگی چندانی ندارد، اما معجزه‌ای تمام‌عیار از توان و غرور مردمان ایران بود. معجزه‌ای که خرمشهر را آزاد کرد.

خرمشهر كه پس از 35 روز مقاومت، در تاریخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود پس از 575 روز در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد. 19 هزار اسیر عراقی و 16 هزار كشته و مجروح بخش کوچکی از هزینه‌ای است که ارتش عراق برای جاه‌طلبی بزرگ اشغال خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس متحمل شد. با این حال دستاورد بزرگ بازپس‌گیری خرمشهر نه 35000 کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونین‌شهر بود. دستاورد بزرگ‌تر عملیات بیت‌المقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماه‌ها در پس‌لرزه‌های فرار از خرمشهر شب را به صبح می‌رساند. ایران البته در جریان این عملیات 6000 شهید (4460 شهید سپاه و 1086 شهید ارتش) و 24 هزار مجروح داد. با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگ‌تر از معادلات نظامی و پشتوانه‌ای به مراتب عظیم‌تر از مولفه‌های قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است. این دستاورد اصلاً چیز کوچکی نبود.

خرمشهر که پیشتر «اشغال ۳روزه توسط حاكم بغداد و امیر وقت كویت در زمان حمله محمدشاه قاجار به هرات»، «اشغال توسط انگلستان در سال 1117» و «اشغال توسط انگلستان در زمان ناصرالدین شاه» را تجربه کرده بود؛ این بار در فاصله سال‌های 59 تا 61 به تجربه‌ای دردناک اما سترگ دست پیدا کرد. تجربه‌ای که او را اسطوره کرد. همین.